
تلاش دارم به مانند گذشته که گاهی هر روز مطالبی را در این خانه مجازی می انگاشتم، مطالبی را با شما به اشتراک بگذارم . فعلا که تابستان است و خلق من در تابستان اندکی بالا می آید و خلاقیت گل می کند و بعدش که پاییز و زمستان می شود، دوباره به هادس و دنیای زیرین می رویم . با داشته هایی که از زندگی به دست آوردم ، به این رسیدم که زندگی همانطور که می خواهیم نخواهد شد. شاید این حقیقت از آن سو باشد که ما موجوداتی قابل تغییر هستیم و دائما در کشاکش از این رو به آن رو شدن قرار داریم، چون کشتی می مانیم که ن...
ادامه مطلب
وقتی جای زخم میماندxa0شاهین سلیمانی u202a-u202c «زخم» را اندیشه میکنم و بعد برایم رنگها جان میگیرند، منظورم زخمهایمان است. همان زخمها که سالها برداشتیم ودم برنیاوردیم و تلاش کردیم. و زمانی که انسان زخم برمیدارد چه زود بزرگ میشود و ما دو ساله بودیم که زخم های جدیدی بر ما جان گرفت. به قول حاج کاظم در ف...
ادامه مطلب
یا حق...سلام بر شهدا ...سرهنگ مقدم از بازنشسته هایی هستند که در بخش پدافند نیروی هوایی خدمت می کردند.می گفت : «معمولا از این تصاویر و خاطرات (جنگ )دوری می کنم...اذیتم می کند...جنگ چیز خوبی نیست ...»تعریف می کرد از رزمنده ای که ایستاده بود... «کمی نگاه کردم...خدایا...چرا سر ندارد ؟ ...» وخون که به مانند فواره ای از سرش به بیرون جاری بود ...پاک ترین رودها...- شهید عبدالکریمی گاهی خودش جلوی خانه را آب و جارو می کرد...روزی مرا کنار کشید وگفت : « ببین ...من قرارِ شهید بشم...فقط چیزی به زنم نگو...»می ...
ادامه مطلب