
امروز کاری خوب انجام دادم و اتفاقا برای اینکه ریا هم شود مجبور به تعریف کردن آن هستم !xa0برای ناهار به "هایدابرگر"ی سر خیابان مطهری - ولی عصر رفته بودم. وقتی ساندویچ ما حاضر شد ( فیله مرغ بود جاتون خالی ! ) بچه ی کوچکی از همین کودکان فال فروش به درون مغازه آمدو کنار میز من ایستاد و گفت :« آقا یدونه فال بخر ! » من هم که همیشه از این اتفاق و آمدن دستفروشان به درون مغازه ها، دقیقا وقتی که تو مشغول به غ...
ادامه مطلب
امروز کاری خوب انجام دادم و اتفاقا برای اینکه ریا هم شود مجبور به تعریف کردن آن هستم !xa0برای ناهار به "هایدابرگر"ی سر خیابان مطهری - ولی عصر رفته بودم. وقتی ساندویچ ما حاضر شد ( فیله مرغ بود جاتون خالی ! ) بچه ی کوچکی از همین کودکان فال فروش به درون مغازه آمدو کنار میز من ایستاد و گفت :« آقا یدونه فال بخر ! » من هم که همیشه از این اتفاق و آمدن دستفروشان به درون مغازه ها، دقیقا وقتی که تو مشغول به غ...
ادامه مطلب