آثار دیگران در آثر شما به زیست خود ادامه می دهند.

خرید بک لینک
شاهین سلیمانی

آثار دیگران در آثر شما به زیست خود ادامه می دهند.

روزنامه همدلی شماره: 382 چهار شنبه 13 مرداد 95 .هارشنبه 13 مرداد 139

سوال : « آیا ممکن است من کتابی بخوانم، فیلمی ببینم، یا موسیقی را بشنوم و از آن الهامی نگیرم ؟ » جواب این سوال از نگاه علم این است : « این کار ، حدودا ( ونه حتما) غیر ممکن است ! ».اگر بیاییم الهام از یک اثر هنری را اینطور نگاه کنیم که مغز ما دائما در حال یادگیری و باز یادآوری است؛ یعنی دائما ما داریم به خاطر می سپاریم و بعد آن را بیرون می ریزیم. مقایسه کنید که همانند کارکرد یک رایانه ما ورودی هایی داریم : « که ما می بینیم ( اسکن می کنیم یا با دوربین تصویر برمی داریم )، ما می شنویم (با میکروفن ضبط می کنیم )، ما لمس می کنیم ( تایپ می کنیم یا کلیک می کنیم ) و...» ودر ازای آن ما خروجی هایی داریم : « می گوییم ( صدا را با بلندگو پخش می کنیم )، خلق می کنیم ( مثل چاپگر یا صفحه نمایش )، نقاشی می کنیم ( مثل قلم نوری ) موسیقی می نوازیم ( مثل استفاده از میدی کنترلرها که ابزاری مانند پیانو هستند برای خلق نغمات موسیقیایی برای رایانه).» مغز ما همانند یک رایانه دائما در حال آموختن است واز محیط داده واطلاعات جمع آوری می کند وبعد در زمان هایی که هنگام خروجی دادن است، از همان داده ها سود می جوید.
با قرار دادن این پیش فرض، اگر بیاییم نگاهی بکنیم به خلق یک اثر و از "میهای چیکست "استاد دانشگاه کلارمونت و رئیس پیشین بخش روانشناسی دانشگاه شیکاگو هم کمی کمک بگیریم که به تازگی کتابش تحت نام "خلاقیت، روانشناسی کشف و اختراع " توسط انتشارات مازیار و ترجمه ی " عباس علی کتیرایی " به بازار نشر آمده می توانیم بگوییم : « فرد خلاق کسی است که بر اثر فشار محیط به حل مسائل به شیوه ای دیگر می اندیشد و با 99 درصد عرق ریختن و بکار گیری ذهن ناخودآگاه و آموختنی تفریح گونه، به خلق دست پیدا می کند !»
سعی کردم در توضیحات بالا، کوچکی از خلاقیت بگویم و یک کوچک دیگر از چگونگی داده پردازی مغز. می توان گفت :« معمولا تمامی دنیای بیرونی ای که توسط مغز پردازش می شود، خواسته یا ناخواسته در آثار هنری شما خودش را نمایان خواهد کرد، حتی اگر شما نخواهید !!!...» واین قدرت ذهن ناخودآگاه یا همان چیزی است که فروید آن را :Das Unbewubte" ضمیر ناآگاه " نام نهاد[1]، که بسیاری آن را محوری ترین یافته ی علمی بنیان گذارِ روان کاوی می دانند.
همچنین می توان از زاویه ی دید کارل گوستاو یونگ(روانپزشک زوریخی و پایه گذار مکتب روانشناسی تحلیلی) هم مسئله را بررسی کرد و جای پای ناخودآگاه جمعی را هم در خلق آثار هنری در نظر گرفت، چه بسا که یونگ هنر را محصول ناخودآگاه جمعی آدمی می دانست و درنهایت با ذکر جزئیات مطروحه شاید کم بی معنا نباشد که : « همیشه آثار دیگران در آثار شما حضور خواهند داشت، حتی اگر نخواهید! »

1 – کتابی با همین عنوان را مرکز خدمات سیاووشان از آلمانی به فارسی ترجمه کرده است.

لینک منبع :
http://www.hamdelidaily.ir/index.php?year=1395&month=05&day=13&category=12&

تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:58

صفحه بندی