پیاده سازی سی دی آموزشی "عقده مادر " اثری از سهیل رضایی .

خرید بک لینک

پیاده سازی بخش اول از سی دی " #عقده_مادر " #سیدسهیل_رضایی .

آدمهایی با یک دنیا مسئله وجود دارند که بزرگترین بحرانشان این است که قبول ندارند مسئله ای دارند. کسانی که می پذیرند مسئله ای وجود دارد، لااقل به جایی می رسند که قبول می کنند باید حرکت کرد.

گفتم: بگو به من یک زنگی بزند...
گفت : ببین آقا...من اصلا هیچ علاقه ای به آمدن پیش شما ندارم!
گفتم : شما فکر می کنید که من علاقه ای به دیدن شما دارم ؟ حس شما چیست؟
گفت : من 53 سالم است و معتقدم همه آنهایی که نمی شود با آنها زندگی بکنی را باید بگذاری کنار ...»
گفتم : تا کنون چند نفر را کنار گذاشتی ؟
گفت : فقط همین وکیلم مانده است...من همه را کنار گذاشتم!
گفتم : ببین مسئله ی تو لاینحل است، کمی جلوتر بروی به این می رسی که خودت را هم کنار بگذاری !
گفت : اتفاقا من به این جمع بندی رسیده ام، یک مادر پیر دارم که اگر فوت کند من خودم را می کشم!

دیدم چقدر موضوع "مادرکامپلکس "در این آدم وجود دارد، چون اولین دستور کار مادرکامپلکس این است : " با هر چیز که مشکل داری ، آن را کنار بگذار ! " این از اولین دستور کارهای مادرکامپلکس است .
این به مفهوم این نیست که ما با هر چیز که مشکل داریم آن را کنار نگذاریم ...اما وقتی این تنها دستور کار ما در زندگی می شود، ما در حال وارد شدن به یک ضعف بزرگ هستیم. این ترم ( مادرکامپلکس ) ترم مکمل رابطه زن و مرد محسوب می شود. یکی از اساسی ترین چیزها که بحث مادرکامپلکس به آن وارد می شود، زنانگی درون مردهاست و خیلی خوب است که زنان بدانند درون مردها چه اتفاقی می افتد واینکه چرا مردها رفتارهایی می کنند که برای زنها قابل تحلیل نیست !

دیروز هم اتفاقا تماسی داشتم که یکی از بچه های سریال "شمس العماره " که با هم کار می کردیم به من زنگ زد. مردی بود که از ازدواج قبلی دوتا بچه داشت و در حال رفتن به سمت ازدواج جدیدی بود. عاشق زنی شده بود که خارج از کشور زندگی می کرد. خانم به ایران آمده بود وبعد از چندماه معاشرت عاشق یکدیگر شده بودند و بر اساس آن چه که گفتیم :« زنها سفره ای به عشق نگاه می کنند و مردان پله ای» آن زن گفته بود که « عقد کنیم و بعد من بروم » و مرد گفته بود : « نه باید بیشتر وقت بدهی تا با هم در موردش صحبت کنیم ...» زن جواب داده بود : « مگر تو نمی خواهی عقدکنیم ؟ دیگر صحبت برای چیست ؟ » فردای این پیشامد ، مرد دو روز موبایلش را خاموش کرده بود، چون می ترسید به زن جواب نه بدهد.
این هم باز مصداقی از مادرکامپلکس است.
« ما به جواب نه دادن به آنچه که می خواهیم می ترسیم...بنابراین از آن فرار می کنیم ! »
معمولا دیده ام که زنها سفره ای به عشق نگاه می کنند، یعنی دوست می دارند که ناگهان آن را پهن کنند تا همه کنار آن بشینند ، اما مردها آن را به صورت "پله ای " نگاه می کنند، یعنی می گویند
" بگذار پله پله به آن برسیم ! " وقتی زنها این واکنش مردها را می بینند که به صورت تدریجی در آنها عشق اتفاق می افتد، گمان می برند که " مردان در حال خیانت هستند !" و از این رو برخی از زنان معتقدند که وقتی به مردها جواب مثبت می دهی، بازی های آنها شروع می شود !
پیاده سازی و تنظیم : شاهین سلیمانی @shahin_soleimani
پایان بخش اول - سی دی شماره ی یک

https://t.me/bonyadfarhangzendegi


بخش دوم سی دی " عقده مادر " سید سهیل رضایی – بنیادفرهنگ زندگی


یک آقایی به دکتری روانشناس زنگ زده بود ومی گفت که : «من اصلا اعتقادی به مشاوره و کلاس آموزشی ندارم ! » همین طور که مشغول به ادامه ی صحبت بود روانشناس گفت :«عزیزمن صبرو حوصله کن، بگذار جمله ی قبل را با هم تحلیل کنیم، بعد می رویم سراغ ادامه اش...حرف شما به مانند این می ماند که شخصی پایش شکسته باشد و بخواهند از پای او عکس بگیرند و شخص بگوید که "من به عکس اعتقادی ندارم !" »
این یک دانش است که پای باورهای شما در آن وسط نیست. بزرگترین ترسی که آن آدم داشت "مانیتور شدن " بود، اینکه نوری بیفتد و شخص از اینکه چیزی دیده شود بترسد که نبایستی دیده می شد !
اولین قدرت دانش این است که قدرت پیش بینی شما افزایش پیدا می کند. حالا این قدرت چه چیزهایی به شما خواهد داد ؟ فکر کنید که شما مثلا سر انگشتانتان گزگز می کند یا سیکل خواب شما بهم ریخته است. فکر کنید در آن زمان به شما بگویند :« برو و آزمایش خون بده » و تو بگویی : « من اعتقادی به آزمایش خون ندارم ! » فکر کنید بعد از آزمایش خون پزشک به شما بگوید چربی یا قندخون تان بالاست، احتمالا اولین واکنش شما در برابر آن " التهاب" باشد. شاید شما آینده را به مانند شیبی می دیدید که به سمت بالا می رفت، اما حالا آن شیب در حال تغییر وضعیت به سمت پایین است.
چیزی که شما را ملتهب می کند، دیدن آینده و روشن شدن روبروی شماست، یعنی دانش شما را به چراغ مه شکن مجهز می کند. خیلی از انسانها هستند که چراغ مه شکن را دوست نمی دارند. آنها دوست دارند راه را ادامه دهند وناگهان سقوطی را تجربه کنند. دانش به شما فرصت جبران می دهد.
تفاوت بین جهان های توسعه یافته و توسعه نیافته هم در همین است. انسان توسعه یافته مسائل آینده را جدی می گیرد و با دانش و پژوهش خودش را برای روبرو شدن با آن آماده می کند. مثلا اگر قرار است جمعیت جایی اضافه شود، انسان توسعه یافته می تواند به آن بیندیشد که نیازمند آموزش و مسکن و ...برای این جمعیت جدید است . ولی اگر به آنها فکر نکنیم ناگهان دچار هزینه های زیادی می شویم، چون می خواهیم بیشتر کارها را در کمترین زمان انجام دهیم. برای مثال ما کشوری زلزله خیز هستیم که باید برای آن فکر کنیم ، اکنون زمان داریم ...اما اگر چنین نکنیم اینطور می شود که انسان توسعه نیافته از طریق اتفاق به نتایج عمل پی می برد نه از طریق اطلاع! انسان توسعه نیافته خودروی خودش را بیمه نمی کند، وقتی که دزد ماشین را برد یا تصادف کرد، متوجه می شود که نتیجه عمل او چیست. گاهی ما میل داریم برگشت داشته باشیم به رفتارهای قدیمی خودمان. مثلا عده ای می گویند :«در قدیم اصلا سرطان وجود نداشته ! » می گوییم : «چرا ؟» می گوید : « یکی از فامیل های ما هم با سرطان نمرده بود ! » اما بعدها فهمیدیم که ما اصلا شناختی بر این بیماری در گذشته نداشتیم !...
خیلی از ما که دچار "مادرکامپلکس" هستیم ، دوست داریم پتو بر سر بکشیم و مسئله را نبینیم به امید اینکه شاید بیدار شویم و مسئله ای وجود نداشته باشد ! و جالب است که این طرز تلقی در اکثر انسان های روی کره زمین وجود داردو یونگ می گوید : «تمامی انسانها به آن دچار هستند ... »
اکثر ما دوست می داریم که پتویی باشد که بر سر بکشیم و دو، سه روزی بخوابیم و فضای تاریکی را تجربه کنیم و وقتی بیدار شدیم یا مسئله حل شده باشد، یا خواب باشد و وقتی بیدار شدیم خوشحال باشیم که خواب بوده است... در صورتیکه اگر خواب هم باشد، معنای آن این است که برو و مسئله را حل کن، نه اینکه چون خواب بود برو به زندگی خودت برس...
خوابها بسیاری اوقات از بیداری برای شما مهم تر هستند، چون شما در زمان خواب مزاحم ناخودآگاه نیستید ، اما در بیداری می توانید پیام های ناخودآگاه تان را نادیده بگیرید. در خواب است ناخودآگاه در حال گفتن این موضوع به ماست که :" من در حال دیدن آن هستم و در حال دادن اطلاع به تو، یا برای آن اقدام کن، یا هزینه های آن را پرداخت کن ! " .
کاری که دانش برای ما می کند این است که ما را جلوی یک سری ابزارهای مشاهده، صادقانه و بی رحمانه رد می کنند و بعد یک پرینت به ما می دهند. ما می توانیم پرینت را گم کنیم و فکر کنیم که مشکلی نیست، چون زمانی که پرینت را نگاه می کردیم حال بدی به ما دست می داد.
خیلی وقت ها شما چیزی را می خوانید و با خودتان می گفتید :« کاش هیچ وقت آن را نمی خواندم » و یکی از ویژگی های مادر کامپلکس گریز از مسوولیت است . من دوست دارم مسوولیت نداشته باشم، اما دستاورد داشته باشم . برای همین خیلی از انسانهایی که با مادرکامپلکس درگیر هستند، از معصومیت به یتیم سفر نمی کنند، ترجیح می دهند دریتیمی خام باقی بمانند. چون در یتیم ما با اژدها روبرو می شویم و مادرکامپلکس منفی به ما می گوید :«یا با اژدها روبرو نشو، یا کسی را پیدا کن که او با اژدها روبرو شود ! »


https://t.me/bonyadfarhangzendegi

اگر بخواهیم خیلی ساده عقده را تعریف کنم، می گویم : " حساسیت " هر جایی که ما حساسیت داریم " عقده ای " نهفته است.
تمرین :
حالا هر کس بنویسد روی چه چیزهایی حساسیت دارد ...نسبت به چه چیزهایی و چه مواردی حساسیت دارد. حساسیت یعنی اینکه اگر کسی نکته ای از شما بگوید، ساعتها در موردش سخن خواهید گفت ...حساسیت یعنی اینکه وقتی کسی چیزی می گوید واکنش تند آنی و عصبی نشان خواهید داد. مثل اگر کسی در مورد چهره ی من صحبت کند من عصبی می شوم ...
پیاده سازی و تنظیم : شاهین سلیمانی @shahin_soleimani

برای خوانش مطالب مشابه به کانال
https://t.me/artofanalysis
مراجعه کنید .

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۶ساعت 19:40 توسط شاهین سلیمانی |
تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: پیاده,سازی,آموزشی,عقده,مادر,اثری,سهیل,رضایی, نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:02

صفحه بندی