
روزنامه آرمان - پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶
شاهین سلیمانی
خودکشی با قطار در زیرِ زمین.
شاید اولین بارهایی که شاهد خودکشی با قطار بودیم به فیلم های وسترن و بعد کارتون تام وجری باز گردد! اینکه چرا کارگردان یا نویسنده، قطار را برای به پایان رساندن زندگی کاراکتر مورد نظرش انتخاب کرده سوالی است که شاید بتوان از زاویه های گوناگون به آن نگریست.
شاید بتوان قطار را نمادی دانست از صنعتی شدنی که انسان مدرن را احاطه کرده است. در گذشته انسانها با چهارپایانی چون اسب و قاطر سفر می کردند که فرصت کافی را در اختیار ایشان می گذاشت تا ضمیرناآگاه بتواند با این جابجایی و از نقطه ای به نقطهء دیگر رهسپار شدن کنار بیاید، اما وقتی صحبت از قطار می شودو بعد از آن قطارهای سریع السیر پدید می آید، انسانها فرصتی برای کنار آمدن با این تغییر ناگهانی مکان نداشتند.
البته عده ای دیگر از انسانها هم بودند که اینقدر سیاه به تکنولوژی و مدرنیته و صنعتی شدن نگاه نمی کردند، به عقیدهء آنها سرعت و صنعتی شدن همان گوهر گمشدهء نجات بخش انسان عصر جدید بود، اما چاپلین با نظر آنها موافق نبود! اینکه چراعدهء دیگری تصمیم گرفتند با کشتن خودشان توسط همان نماد صنعتی شدن از ایشان انتقام گیرند هم بحث دیگری است. شاید نویسنده اعتقاد بر این داشته که صنعتی شدن ما را خواهد کشت. ( که در جاهایی هم زیاد اشتباه نمی کرده! این روزها ما در حال نابود کردن محیط زیست توسط پدیده های عصر صنعت هستیم...) بعد از آن سالها، قطارها به زیرزمین هایی ورود کردند که آنها را subway train خواندیم که در اینجا دوست دارم آن را این چنین ترجمه کنم :" قطاری برای زیرِ زمین " گاهی اوقات انسان را به یاد جهان زیرین ( دنیای هادس – کهن دیرینه وفرمانروای جهان مردگان و تاریکی ) می اندازد و بعد مسافران این قطارِ دنیای زیرین به مانند منتظرانی می مانند که گویا "خارون" (مسوول قایق حمل مردگان و به آرامش رساندشان اگر سکهء کافی داشته باشند ) قرار است ایشان را به سرزمین آرامش مردگان برساند. احتمالا در فیلم های ترسناک یا جنایی هم دیده اید که گاهی قتل ها در مترو انجام می شود. از گذشته های دور ما ترس عجیبی از زیرزمین داشته ایم. گاهی مادربزرگ ها و پدربزرگ ها برای اینکه نوه های پرشطنت شان را آرام کنند به آنها می گفتند : « در زیرزمین دیو داریم! هر کس که شلوغ کند می اندازیمش پیش آقا دیوِ! » حالا اینکه چرا همیشه گرگ ها و دیوها مرد بودند! هم خودش حکایت دیگری است که شاید بعدا در یادداشتی به مردسالاری تاریخی در ایران و انتقام زنان از مردان در قصه ها بپردازیم.
نگاه دیگر می تواند تصور ایستگاه مترو به مانند یک صحنهء تئاتر باشد. مسافران در مترو می توانند مخاطبین نمایشی باشند که قرار است قطار به ایستگاه وارد شود و گویا نمایش آغاز شود... اگر این نمایش یک تراژدی باشد، احتمالا نیاز داریم به کشته شدن قهرمان داستان در این تراژدی، قهرمانی که قرار است قربانی شود کیست ؟ احتمالا همان فردی که می خواهد خودش را با انداختن روی ریل قطار قربانی کند و چه چیز از این باشکوه تر که تو در لحظه ای بتوانی چنین تراژدی را جلوی چشم تماشاچی ها ( مسافران چشم به راه قطار ) بازی کنی !
ناخودآگاه جمعی و انگیزه های شخصی در این بازی (خودکشی در ایستگاه مترو )نقش هایی دارند که به بخش هایی از آن اشاره کردیم، اما اگر بخواهیم کمی از این نوع تحلیل فاصله بگیریم باید بگوییم، اگر افکار مربوط به خودکشی به سراغ تان آمد، حتما در اولین فرصت به یک روانپزشک یا روان درمانگر مراجعه کنید، گاهی مصرف چند میلی گرم دارو می تواند نتایج شگفتی به همراه داشته باشدو اگر بخواهیم به نقش دستگاه ها در کاهش آمار خودکشی رجوع کنیم، با توجه بالارفتن آمار خودکشی در کشورهایی که به سمت توسعه یافتگی پیش می روند، به دلیل تعارضات افراد در جوامعی که گذار را طی می کنند (فارغ از بررسی عامل اختلال روانی در افراد) شاید برقرار کردن یک hot line شمارهء تلفنی که بتوان در آن لحظات با مشاوری کار بلد تماس گرفت فکر مناسبی به نظر رسد. خط تلفنی که مخصوص به مشاوره دادن به افراد در چنین لحظات خطرناکی باشد! در هر صورت هر مسئله ای راه حل مخصوص به خودش را هم دارد که معمولا می توان با پژوهش به نتایج مناسبی دست یافت...
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۰۹ساعت 15:27 توسط شاهین سلیمانی
|
تحلیل های ذهن من ...
ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال میکنید
برچسب: زیرزمین,
نویسنده:
بازدید: 130
تاريخ: شنبه
15 مهر
1396 ساعت: 20:59