
من به جای وزیر محترم آموزش و پرورش بودم، حتما درس انشاء را حذف می کردم، تا بعدا دانش آموزانی پیدا نشوند که در آن بیست بگیرند و بعد معلم ها تشویق شان نکنند که فلانی به نوشتن ادامه بده و بعد بچه ها همه با هم دست به یکی (توطئه) بکنندو دائما بگویند : « فلانی بیاید انشاء بخواند !» و این سیکل نادرست ادامه یابد تا روزی که جوانی متوهم می شود و می رود در پی نوشتن و بعد جایی ناگهان واقعیت جامعهء زیستی به صورتش بکوبد و بفهمد یکی از بیهوده ترین کارها را در حال انجام است. بعد این جوان متوهم، متوهم تر می شود و می رود در پی نوشتن یک کتاب ( وای وای وای وای ...)
بعد شروع به کتاب نوشتن کند و بعد در بهترین حالت 300 تا 500 نسخه از کتابش چاپ می شود و بعد مردمی که صف می کشند برای خرید کتاب را چه کار کنیم؟ نمی دانم شاید گمان برده اند که انتهای صف قرار به آنها آخرین مدل گوشی "آیفون" را تحویل بدهند!از مردم ساکن در کشورهای خارج یادبگیرید. آنها نه برای خرید کتاب صف می کشند، نه گوشی آیفون! ایشان اصلا کتاب نمی خوانند، برای همین هم هست که اینقدر در فقر فرهنگی زیست می کنند. این چنین صف کشیدن برای سیصد نسخه کتاب، کار صحیحی به نظر نمی رسد. بروید برای چیزی صف بکشید که به کار می آید. آخر کتاب خواندن چه کسی را به جایی رسانده است ؟ جز اینکه کتاب خواندن باعث فکر کردن می شود که یکی از بیهوده ترین کارهای دنیاست ! حالا آمدیم و فکر هم کردید ، اصلا از کجا معلوم که در حال درست اندیشه ورزیدن باشید؟ حالا اصلا درست هم اندیشه ورزیدید، به چه کاری می آید ؟
پس سعی کنید به کودکان تان از همان دوران طفولیت بیاموزید که ننویسند. بهتر است به ایشان نویسندگان کشورهای توسعه یافته را نشان دهید که درس عبرتی باشد. به ایشان واقعیت ها را نشان دهید تا ببینند که کتابی معمولی از یک نویسندهء "کشورتوسعه یافته" چطور میلیونی نمی فروشدو آن نویسنده چطور در فقر و فلاکت زندگی می کند...سعی کنید از دوران کودکی به فرزندان تان بیاموزید که پول کجاست و پول درآوردن چه شکلی است ، حالا اگر خواستند کنارش هم چیزی بنویسند. اما بگویید این تفکر بیهوده که :«نوشتن یک شغل است» را از مغزشان بیرون کنند.
در پایان برخی تحقیقات را ذکر می کنیم که می تواند برای منصرف کردن فرزندان تان از نوشتن و در نهایت تولید کتاب پر فایده در افتد :
« بر اساس پژوهشی که موسسه سوئدی کارولینسکا از سال 2011 انجام داده، نویسندگان معمولا بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به اختلالات روانی چون اضطراب، اختلال دو قطبی، اسکیزوفرنیا و وابستگی به مواد اعتیادآور هستند. احتمال خودکشی در میان نویسندگان تقریبا دو برابر مردم عادی است. پس از نویسندگان "حرکات موزون انجام دهندگان" و عکاس ها در رتبه بعدی ابتلا به اختلال دو قطبی قرار دارند. » وبرخی نویسندگان مشهور که دچار مسائل روانی بوده اند : "گراهام گرینی، فرانتس کافکا، سیلویا پت، سیدنی شلدون، دیلان توماس، تنسی ویلیامز، ویرجینیا ولف، ارنست همینگوی و..."
حالا فهمیدید که نوشتن حتی از نگاهی علمی چقدر خطرناک است ! پس مراقب فرزندانی که انشاء می نویسند باشید!...
#ما_مخالف_کتاب_خواندن_هستیم
تحلیل های ذهن من ...
ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال میکنید
برچسب: مامخالفکتابخواندنهستیم,
نویسنده:
بازدید: 137
تاريخ: دوشنبه
22 آبان
1396 ساعت: 1:59