لاکان ، زبان ناخودآگاه

خرید بک لینک
وبلاگ لاکان کلمه ، وبلاگ زبان کلمه ِ وبلاگ ناخودآگاه کلمه
شاهین سلیمانی

برخی وی را دیوانه می خواندند و برخی به او لقب نابغه را می دادند. برخی می گفتند، آنقدرها بیکار نیستند تا وقت شان را سر فهمیدن فلسفه بافی های بی سر و ته او تلف کنند، آخر گاهی فهمیدن هر جمله ی او، به اندازه ی چند بار خواندن زمان می برد، آن هم به وبلاگ زبان کلمه خودش که فرانسه بود!
خود را یک ضد فلسفه Anti-philosopher می نامید و سال 1974 درمصاحبه با مجله ایتالیایی پانورما گفت :
- « روانکاوی قسمتی از فلسفه نیست، من حالم از فلسفه بهم می خورد، مدتهاست فلسفه حرف جدیدی نزده.روانکاوی نوعی ایمان هم نیست، علاقه ای هم ندارم که آن را علم بنامم، روانکاوی نوعی عمل است.»
شاید بتوان او را یک انقلابی در عرصه ی روانکاوی نامید. او کسی بود که فروید ( پدر علم روانکاوی ) را از نو شناساند و بحث " بازگشت به فروید " را در اوائل دهه پنجاه میلادی مطرح ساخت. این روزها در جامعه شناسی ، ادبیات ، فلسفه، سینما، روانشناسی، روانکاوی و... جایی نیست که نام او برده نشود.
پزشک شخصی " پابلوپیکاسوی" نقاش بود و علاقمندان به سینما از عاشقان سینه چاک نظریه های او به شمار می آیند و در صدر آنها "ژیژک" است که روزی با نگارش کتاب " همه ی آن چیزهایی که می خواستید از وبلاگ لاکان کلمه بدانید، اما جرات
نمی کردید از هیچکاک بپرسید " ( وبلاگ لاکان کلمه – هیچکاک، ترجمه ی مازیار اسلامی، نشر ققنوس ) غوغایی در دل پاریس به پا کرد . ژیژِکی که روزی قصد داشت رئیس جمهور شود، اسلوانیایی بود، اما ترجیح داد فلسفه بخواند، در آن دکترا بگیرد و نزد ژاک- آلن میلر، داماد وبلاگ لاکان کلمه روانکاوی شود.
بی تردید پس از فروید، شاید بتوان او را بزرگترین روانکاو تاریخ دانست تا جایی که شون هومر می گوید:
« نزدیک به پنجاه درصد روانکاوی های دنیا این روزها از روش های وی تاثیر پذیرفته است» .[1]
بله، همانطور که پر واضح است، نام او " ژاک وبلاگ لاکان کلمه " بود.
در سال 1901 در خانواده ای کاتولیک و مرفه به دنیا آمد.در محله ی "مونپارناس" پاریس بزرگ شد و در مدرسه ای کاتولیک درس خواند. شاگرد نابغه ای نبود، اما تیزهوش بود و بسیار به فلسفه، لاتین و علوم دینی علاقمند بود و در آنها از خیلی ها بهتر بود. بعدها لاکان به مدرسه پزشکی رفت و بعد روانپزشکی خواند. علاقه ی اصلی اش " روان پریشی " [2] بود که در آن متخصص شد.
به گفته ی شون هومر :« لاکان در درجه ی نخست و بیش از هر چیز پزشک بالینی و سپس معلم بود. او فردی دانشگاهی یا نویسنده نبود و عمیقا به دانشگاه و آنچه کلام دانشگاه ( گفتار دانشگاهی ) می نامید بدگمان بود.» [3].« او به شدت با شرط "جامعه روانکاوی پاریس " مبنی بر لزوم آموزش پزشکی روانکاوان مخالف بود و روانکاوی را بیشتر با فلسفه و هنر و بعدها ریاضیات همداستان می دانست تا با پزشکی» . [4]
اگر بتوان "زیگموند فروید" پدر علم روانکاوی را پدیدآورنده ی "نقشه ی روان" نامید و "کارل گوستاو یونگ" شاگرد فروید وبه گفته ی فروید: «شاهزاده ی روانکاوی» و به قول "موری اشتاین " [5] پایه گذار "نقشه ی روح" دانست. شاید ژاک لاکان نابغه را بتوان کاشف " وبلاگ زبان کلمه وبلاگ ناخودآگاه کلمه " دانست.


لاکان اعتقاد داشت که وبلاگ ناخودآگاه کلمه وبلاگ زبان کلمه ی ساختارمند دارد و انتقاد آن روزهای او به روانکاوان این بود که گویا دیگر خبری از وبلاگ ناخودآگاه کلمه در روانکاوی های شان دیده نمی شود .در جریان تداعی آزادی که طی فرایند روانکاوی اتفاق می افتد، آنالیزور
( مراجع ، فردی که تحت روانکاوی قرار دارد ) طی گفتگو یا تک گویه هایش با روانکاو، محتویات وبلاگ ناخودآگاه کلمه ش را بروز
می دهد.
تداعی آزاد فعلی است که با سخن گفتن آنالیزور رخ می دهد.نام دیگری که آن روزها روانکاوی داشت Talking cure بود ، یعنی درمانی که به واسطه ی "سخن گفتن" رخ می دهد.لاکان اعتقاد داشت که باید بسیار بیشتربه ناخودآگاه در جریان روانکاوی توجه داشت. وی معتقد بود که ناخودآگاه می تواند دستور وبلاگ زبان کلمه و فرهنگ لغت خاص خودش را داشته باشد.
یکی از راه های دست یافتن به این مهم، تداعی آزاد است. تداعی آزادی که می توان مبدع آن را یونگ دانست.
اگر بخواهم با توجه به تجربه ی پنج ساله ی آنالیز شدن خودم ( روانکاوی شدن ) توضیحی به زبانی ساده ارائه دهم :
« به اتاق روانکاو می روید، احتمالا بدون اینکه سوالی از شما پرسیده شود، شروع می کنید به سخن گفتن...سخن گفتنی که اجباری در آن وجود ندارد. حرف زدنی که روانکاو شما را مجبور به آن نکرده... هر چند در مکاتب مختلف روانکاوی، شیوه های تعامل بین آنالیزور( روانکاو ) و آنالیزان ( مراجع یا تحلیل جو ) متفاوت است.
اما در کل، در روانکاوی، آنالیزور( تحلیل جو ) تحت فشار قرار نمی گیرد. قرار نیست کسی با اصرار خوب شود.فراموش نکنیم که ناخودآگاهِ شخصی هر فرد برای پیمودنِ جاده ی درمان، راه منحصر به فرد و زمان ویژه ی خودش را دارد، هر چند این روزها دیگر ما در روانکاوی نام بیمار را بر مراجع نمی نهیم. ما با موجودی زیستی و منحصر به فرد به نام انسان طرف هستیم ... آنالیزان ( تحلیل جو ) آرام به روی کاناپی روانکاوی دراز می کشد ( در این حالت روان در راحت ترین فرم خودش است و نزدیک ترین حالت به ناخودآگاهِ فرد ) و در جریانی که روان آزادانه مشغول به افشای خویش است، روانکاو ناخودآگاه را به مشاهده می نشیند. [ کتابی فوق العاده در همین مورد از دکتر حسن مکارمی،روانکاو لاکانی ساکن پاریس چاپ شده، با عنوان " دگر شنیدن در روانکاوی " نشر"پردیس دانش".]
شاید بتوان فرد روانکاو را یک مشاهده گر حرفه ای دانست. شروع می کنید به صحبت کردن و حتی جاهایی ممکن است در سکوت فرو روید که همین سکوت خودش می تواند خبر از رخدادی درونی بدهد. برخی اعتقاد دارند درمیانه ی تداعی آزاد، بهتر است روانکاو ( آنالیزور ) وارد جریان گفتگو با مراجع نشود، چرا که ممکن است جریان آزاد تداعی ها متوقف گردد. اعتقاد بر این است که تداعی آزاد گفتارهایی از ناخودآگاه شماست.»
" داریل شارپ " روان تحلیل گر یونگی، درکتاب ازدواج رنج مقدس ( ترجمه سیمین موحد، انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی) در جواب یکی از حاضرین سمینارش می گوید : « مردی که سر کارش مشکل دارد برای روانکاوی می آید و تنها فکر و ذکرش همین است، این تنها چیزی است که می خواهد درباره اش حرف بزند. او خودش را روی صندلی می اندازد و شروع به حرف زدن می کند؛ اما ظرف مدت کوتاهی می بینید که اشک ریزان دارد از اتفاقی که در کلاس دوم برایش افتاده حرف می زند! بعد معلوم می شود که اینجا درست نقطه ی مربوط به اتفاقی است که سر کارش دارد می افتد! ودر پایان در مورد مادرش حرف می زند! روان را نمی شود تقسیم بندی کرد. هر بار تصورات ما را بر هم می زند.» شیوه ای که داریل شارپ مشغول به سخن گفتن از آن است، همانا نوعی از تداعی آزاد است.
لاکان بسیار تلاش کرد که با زبان شناسی و فلسفه، ناخودآگاه را رمز گشایی کند. کاری که شاید یونگ با دست انداختن بر نظریه ی " ناخودآگاه جمعی " و کهن الگوها سعی بر انجامش داشت، هر چند بسیار می خوانیم که یونگ بسیار بیشتر از فروید به فلسفه اشراف داشت.
یونگ با پیشینه ای فلسفی - عرفانی در پی ناخودآگاه رفت و لاکان با شروعی که در مدرسه کاتولیک ها داشت، به یاری
زبان شناسی و فلسفه در پی رمز گشایی ناخودآگاه بود. شاید وجه اشتراک این دو شاگرد خلف و ناخلف فروید را بتوان، خانواده ی مذهبی، مسیحی و کاتولیک آنها دانست ...
یکی دیگر از بحث برانگیزترین آرای این مرد خوش تیپِ عجیب و غریب با آن پاپیون دوست داشتنی و ژست تفاخر آمیزش، آرایی در ارتباط با انسان سالم بود.
که در یادداشت های بعدی به آن خواهیم پرداخت.


بی تردید سخن گفتن از کسی که دنیای روانکاوی را با تحولی شگرف روبرو کرد، کار آسانی نبوده و نیست و امید است بزرگانی که در ایران استاد شناخت این عجوبه ی روانکاوی هستند همچو استاد مرادفرهادپور و دکتر میترا کدیور، این جسارت را بر بنده ببخشایند، هر چند اینجانب خویش را شاگرد همیشگی این بزرگان می دانم وافتخار می کنم که از طریق ایشان بسیار آموختم و بسیار پیچیدگی ها با گوش سپردن به کلام ایشان برایم گشوده شد.

پانوشت :
1- شون هومر، مترجمان :محمدعلی جعفری، سید ابراهیم طاهائی، نشرققنوس، ص11
2- psychosisروان پریشی،سایکوسِز یا پسیکوز، به معنی وضعیت روانی غیر طبیعی است و اصطلاحی است که در روان پزشکی برای حالتی روانی به کار می رود که اغلب به صورت " قطع تماس با واقعیت " توصیف می شود. در این حالت فرد دچار هذیان و توهم می شود.
3- همان، ص 22
4- همان، ص 17
5 - ( دکتر موری اشتاین، فارغ التحصیل دانشگاه ییل، موسسه یونگ زوریخ و دانشگاه شیکاگو است .کتاب او با عنوان "نقشه ی روح" توسط تورج رضا بنی صدر و نشر لیوسا در ایران ترجمه شده. این کتاب از سال 98 تا 2012، بیش از پانزده بار تجدید چاپ شده ویکی از بهترین منابع برای فهم آرا و مفاهیم کارل گوستاو یونگ است. )
* منابع دیگر
- درس گفتارهای دکتر میترا کدیور، انجمن فرویدی های تهران
- درس گفتارهای مراد فرهاد پور، لاکان ملاحظات انتقادی، موسسه مطالعاتی پرسش

تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:24

صفحه بندی