آیینه ای که فقط من را نشان می دهد

خرید بک لینک
آنانکه گرفتار تصویر خودشان در آینه های سفارشی شده شان هستند، روزی خواهد رسید که ناگهان در مقابل آینه ای واقعی قرار بگیرند و آن زمان است که حقیقت برایشان فاش خواهد شد!
ایشان گرفتار من های آیینه, ای شان هستند و می اندیشند، تنها تصویر موجود در دنیا، همان است که در آینه به تماشایش نشسته اند ...می اندیشند :
《من کل جهان هستم و اساسا جهان پی من می گردد》
پس هیچ نقصی بر ایشان وارد نیست و در خودشیفتگی عمیق گرفتار می آیند، خودشیفتگی که با کوچکترین اشاره ای به درونیات شان، پرخاشگری را در پی خواهد داشت...
اما روزی خواهد رسید که کودکی از راه برسد و بر لباس پادشاه اشاره کند و حتی شاید بخندد :
《نگاه کنید! پادشاه لخت است!》
پادشاه لخت نبود! او گرفتار دیگرانی شده بود که دائما بر طبل تعریف های توخالی از او می کوبیدند...حتما همان پادشاه هم می توانست خردی در درون داشته باشد ! اما فرزانه ای در آن شهر نبود که او را ندای درونی در دهد...
آیا وجود این همه آینه در قصر پادشاهان، جز به فراهم آوردن روشنایی بیشتر، می تواند نشان,ی از گیرافتادن ایشان در آینه های خیالی شان باشد؟ نوعی بازگشت به کودکی، اینکه "دیگران" وجود خارجی ندارند و اعلیحضرت کل جهان هستند...
این همان مرحله ی فروپاشیِ دربارها و پادشاهی هاست...مرحله ی فروپاشی "من" های خودشیفته...
آیا هر خودشیفتگی بد است؟...خودشیفته ای که دیگران را آسیب بزند ، آزار دهنده است...اما خودشیفته ی بالغ، همانطور که خویشتن را دوست می دارد، می تواند در دیگران هم نور بیابد...
اما افراد همیشه از دیده شدن نورهایشان توسط دیگران خوشحال نمی شوند !... چرا کشف نور توسط دیگری، مسوولیت آور است!...و گاهی همان دیگران، خویشتن را دوست نمی دارند، پس شاید دوست نداشته باشند که دوست داشتنی بودن شان را به ایشان یادآور شوی...
آیینه بودن تلخ است، در آیینه ی دیگران گیر کردن سخت است، در آیینه ی خویشتن گیر کردن از آن سخت تر ...

برای داده های بیشتر به کانال تلگرامی ما ورود کنید ،( ما در اینجا یک نفر است ! )

Telegram.me/artofanalysis

تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 10:10

صفحه بندی