دقت در ارسال خبر

خرید بک لینک



یکشنبه 26 اسفندماه 1397 - روزنامه آرمان امروز

يونگ جایی شبیه به این گفته را نقل کرد:« سیاستمداران ویروس را خلق می کنند و روزنامه نگاران آن را پخش می کنند.»
هر چند با توجه به دوره ای که کارل گوستاو یونگ روانکاو زوریخی(1961- 1875) در آن می زیست، می توان به آن اندیشید که چرا یونگ چنین نظری درباره ی سیاستمداران و روزنامه نگاران داشته است. به گفته ی ماری لوییس فون فرانتس(دستیار ارشد یونگ) در پیشگفتار کتاب " یونگ و سیاست "( ترجمه علیرضا طیب ) « او اعتقاد چندانی به تغییر اجبار آمیز نظام اجتماعی پیش از دگرگونی فردفرد انسانها نداشت. وی به شکلی خستگی ناپذیز، بارها و بارها تاکید می کرد که هر تغییری باید از خودِ فرد آغاز شود و نه از تلاش برای اصلاح دیگران. شیوه دوم از نظر وی ، جلوه ای از عقده ی قدرت طلبی بود. » گاهی دوستانی می گویند :
« چرا تو در فلان جریان همراه نمی شوی ؟» پنهان نمی کنم که گاه شده ام.اما روزی به دوستی گفتم:« وقتی همگان به چیزی فکر می کنند ، من [ تلاش می کنم ] به چیزی دیگربیندیشم»
در واقع در آن شرایط ( که احتمالا شرایط سختی باشد) تلاش می کنم به نوعی مدیریت بحران ( برای فکر خودم ) داشته باشم .
« در یک رخداد، وقتی همه به یک نقطه می نگرند، احتمالا دیگر نقاط فراموش شود.»دو تیم فوتبال را در نظر بگیرید، آیا در زمان تهاجم یک تیم، همه بازیکنان تیم مقابل باید به دروازه بروند؟ یا فقط بازیکنان تکنیکی و شاخص تیم مقابل را یارگیری کنند؟ مربی چطور باید بیندیشد؟ کادر فنی چطور؟ اگر همگی گرفتار اضطراب گل خوردن بشوند چه رخ خواهد داد؟ احتمالا گل خوردن حتمی شود. به نظرم اندیشه ی مدیریت بحران با قفل شدن در بحران متفاوت است.
سوال دیگر این است :« آیا انتشار هر سخنی پخش ویروس است؟» تیترهای خبری یا جنجالی که با ایجاد هیجان سعی در جذب مخاطب برای خواندن متن دارند، احتمالا واقعیت و اندیشه ورزی را دچار اختلال کنند. یکی از معضلاتی که خبررسانی با آن مواجه است، سرعت در انتقال مفهوم است و سرعت، مختل کننده ی مفهوم معنایی ماجرای به وقوع پیوسته است . حتما نمی توان فرم خبررسانی را به ناگهان دگرگون کرد، ولی احتمالا در آینده ای نزدیک مخاطب از این حجم هیجان خسته شودو این همان جایی است که خبرگزاری ها و روزنامه نگاران مجبور خواهند شد،در ابتدا طرز دیگری محتوا تولید کنند و در نهایت فرم دیگری منتقل کنند. احتمالا این جهان آینده ی خبررسانی خواهد بود. محتوایی که نیازمند توقف،تعقل و اندیشه ورزی است.
شاید در این دوران گذار، یک راه حل این باشد که وقتی خبری تو را به هیجانی اغراق شده دعوت کرد، مثلا خشمی که به ناگهان تو را مختل کرد، احتمالا یک جای کار بلنگد. یا فیلترهای ذهن سردبیر بر تو اثر گذاشته، یا فیلترهای ذهن تو بر شکل گیری واقعیت روانی تو اثر گذار بوده است. احتمالا مخاطب در این طوفان گرفتار خطای تحلیلی و اختلال در ورودی های تحلیلی اش بشود و همین موضوع سردبیر را از هدفش که همانا انتقال دقیق خبر است دورکند .در این لحظات احتمال ادراک های پیش داورانهء ذهن بسیار زیاد است. و این همان نقطه ی نفوذ رسانه هایی است که با تحریک احساسات به مغزها وارد می شوند. اما انسانی که اسیر اضطراب است، معمولا در پی اضطراب هایی بزرگتر می گردد، تا اضطراب کوچک وی در مقابل اضطراب بزرگتر به چشم نیاید.بعد از تحلیل رسانه و مخاطب، بهتر است نگاهی به ضلع سوم این مثلث یعنی سیاستمدار بیندازیم. شاید بتوان گفت: « سیاست از سیاستمدار می تواند جدا باشد.» و
می توان اینگونه در نظر گرفت که سیاستمدار داده تولید می کند، رسانه به کمک روزنامه نگارانش ورودی، پردازشگر و خروجی این داده هستند و باز ذهن مخاطب دوباره این داده ها را می گیرد و پردازش می کند.پس اگر هر داده ای به دقت وارد،پردازش و خروجی گرفته نشود،احتمال هر ویروسی شدنی در خروجی وجود خواهدداشت.نتیجه آنکه سیاستمدار اگر دقیق نگوید،رسانه اگر در مرحله ی خروجی و نمایش به مخاطب دقیق پردازش نکند و خروجی مناسبی به مخاطب تحویل نگردد، احتمال خطاهای ادراکی بسیار فراوان خواهد بود. هیچ وقت عامل به تنهایی قابلیت آنالیز نخواهد داشت،معلوم،علم و عالِم همگی مهم هستند.

یو

تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 20:41

صفحه بندی