موسیقی، امری برای اندیشیدن

خرید بک لینک



روزنامه آرمان امروز - شنبه 25 اسفندماه 97

موسیقی، امری برای اندیشیدن


نوازندگان و خوانندگان در حال اجرا در سالن های اجرای کنسرت بودند که یک نفر آمد وگفت : «بگذارید اجرایتان را زنده از رادیو پخش کنم » در ابتدا نپذیرفتند، گفتند : « مخاطبین دیگر برای اجرا به سالن ها نخواهند آمد ! » اما اتفاقی بر خلاف انتظار ایشان افتاد، سالن های کنسرت شلوغ تر از قبل شدند. بعد از آن سر و کله ی تهیه کنندگان صفحه های موسیقی پیدا شد و از ایشان خواستند که موسیقی هایشان روی صفحه ها ضبط شود، در ابتدا باز مخالفتی صورت گرفت :«ترس از دادن مخاطب و خطر دزدیده شدن قطعات » اما باز عکسِ انتظار پیش آمد و همین ثبت صدا و به خانه ی مخاطب رفتن، گویا گرمای حضور موسیقیدان ها را برای شنوندگان دو چندان کرد و کنسرت ها شلوغ تر شد.در این میان انتظاری دیگر از سوی تهیه کنندگان به وقوع پیوست.آنان از موسیقیدان ها در خواستی کردند که حدودا می توان گفت پایه های موسیقی پاپ امروز از آنجا شکل گرفت : « برای آنکه موج رادیویی که شما در آن می خوانید عوض نشود و صفحه های موسیقی تان بیشتر فروش رود، بیایید و کمی ساده تر بنوازید و پیچیدگی ها را کم کنید. » آنجا بود که موسیقی easy listening یعنی موسیقی هایی که ساده تر شنیده می شوند پدید آمد. چرا که بسیاری از طرفداران موسیقی به سالن های کنسرت می رفتند تا شعبده ی نوازندگانِ پیچیده نواز و آهنگسازانِ پیچیده ساز را ببینند و بشنوند، اما زمانی که موسیقی فقط شنیده می شد، دیگر خبری از تصویرِ نوازندگان نبودو احتمالا تهیه کنندگان هم می دانستند که مردمان دوست می دارند در هنگام پخش موسیقی از رادیوها یا گرامافون هایشان، یا به کاری دیگر مشغول شوند، یا غرق در تخیل شان، موسیقی را همراهی برای آن بدانند. هر چند همه ی اینها پیش داشت هایی احتمالی بر شکل گیری موسیقی است که امروزه آن را پاپ ( مردم پسند) می نامند ، ولی میدلتون اعتقاد داشت : « پرسش "موسیقی مردم پسند " چیست ؟ رازی است با پیچیدگی بسیار...درست مثل آنکه کسی بخواهد راز آوازهای مردمی را بشکافد- تمام آوازها مردمی هستند، هرگز نشنیده ام که اسب ها آواز بخوانند! »[1]

چند روز پیش دوستی ما را به کنسرتِ گروهی پاپ دعوت کرد. به دلیلِ سالن های غیر استانداردی که برای اجرای موسیقی انتخاب می شود ( می توان گفت که حدودا ما سالنی با استانداردهای آکوستیکی مناسب
[ جذب و بازتاب صوت] برای اجرای موسیقی در ایران نداریم . ) همچنین صدابرداری های معمولا اشتباه، کمتر پیش می آید که به اجرایی موسیقیایی بروم.

در ابتدا گمان می رفت که به نمایشی همراه با موسیقی، برای تبلیغِ برندِ یک عینک دعوت شده اید.اجرا کنندگان همگی عینک هایی دودی به چشم داشتند. شاید هم تولید کننده ی آن عینک از اسپانسرهای کنسرت بودو ما خبر نداشتیم. استفاده از نور هم حالتی عجیب داشت. بیشتر شاهد نوعی نورپردازی، مناسبِ مجالس عروسی و میهمانی بودیم تا اینکه نور در خدمت اجرای موسیقی باشد. نورها و دودها گویا قرار بود جای خالی هارمونی های نوشته نشده برای سازها را پر کنند.

فالش بودن صدای خواننده [2] هم بخش دیگری از اجرا بود. اجرایی که قرار است : نوانس [3]، ریتم، intonation
( لحن اجرا ) و سونوریته ( خوب صدا دادن ) چهار مولفه ی اصلی آن باشد.
اگر به خواستهء مخاطبان نگاهی بیندازیم، امروزه بسیاری از ایشان انتظاری از موسیقی دارند که شاید فقط یکی از کارکردهای آن و نه هدف اصلی آن باشد که همانا شاد شدن است. در اینجا نقل به مضمونی از دکتر " مانی جفعرزاده " ( دکترای آهنگسازی از دانشگاه ترینیتیِ مالاگای اسپانیا ) می کنم که می گفتند : «موسیقی امری است برای اندیشیدن و نه شاد شدن » و حدودا تمامی المان ها در این اجرای نور و صدا ، به سمت شاد کردن می رفت تا دانش و هنری پیچیده به نام موسیقی...


1- شناخت موسیقی مردم پسند، نوشته ی روی شوکر ترجمه ی محسن الهامیان، نشر ماهور
2- فالش : در اینجا، کوک نبودن صدای خواننده ( در فرکانس ناصحیح خواندن) در همراهی با موسیقی سازی یا آوازی

3 – نوانس : شدت ( قوت یا ضعف ) در اجرای نت ها در موسیقی

تحلیل های ذهن من ...

ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 20:41

صفحه بندی