ناامیدی سر تا به پایمان را گرفته است . از همه سو خبرهای بد سرازیر است . مرگ های کرونایی که هر روز بیشتر و بیشتر می شود، قطعی آب ، قطعی برق ، گران تر شدن هر روز موادغذایی و نان مردم و تحریم ها که به نظر می رسد تا ابد قرار است بر سرمان سایه داشته باشد.
چند روز پیش از دوستی خبر مرگ دوستش را شنیدم، خیلی عصبانی بود و همه عصبانی هستند، از اینکه روزی می شد واکسن وارد شود و مانند دیگر کشورها تزریق شود، اما جلوی آن گرفته و ورود آن قدغن شد ، ولی از جایی دیگر خبر رسید که برای همان عده ی دیگر که به نظر همیشه از ما بهتران هستند، همان واکسن ها وارد شده و همگی واکسینه شده اند...و هیچ کس پاسخگو نیست ، هیچ کس ! ...و همین دیروز که خبر رسید طرح صیانت از فضای مجازی تصویب شد. به نظر می رسد مسوولین کشورما همیشه به فکر این هستند که چه کنند تا بیشتر مردم را آزار دهند ! آزاررسانی از وظایف آنهاست گویا....
مطالب قبلی که نوشتم از آزار قبلی بود که با عنوان "ممنوعیت تغییر رشته " ثبت شد. خبر و تصمیم گیری که چند روزی سیاهی عجیبی را به ما تزریق کرد(به جای واکسن هایی که برای تزریق وجود ندارند) بعد بیخیال شدند و رهایمان کردند و حالا نوبت به آزار دیگری رسیده است ، بعد از آن هم حتما آزارهایی دیگر با عناوینی دیگر رهسپار خواهد شد. گویی زندگی در این کشور، بدون این همه فشار شدنی نیست ! فشارهای شخصی زندگی خود سویه ی دیگری است و فشارهایی که از جانب بالادستی به سوی ما می آید داستانی دیگر...خوشابحال آنهایی که کرونا گرفتند و رفتند و از زندگی در چنین وضعیتی رهایی یافتند...خوشابحال شهدایی که در بالاترین مقام ها زیست کردند، کسی را آزار ندادند و اما خودشان سپر بلا و گلوله شدند ...آن بزرگان روزهای نیکی را برای ما به چشم می دیدند، حیف که همه اش با بی مبالاتی حکمرانان ما ، به سرابی تلخ بدل شد ...نمی دانم ، شاید این کشور فقط از آنهایی است که به نمایندگان حاضر در مجلس شان رای دادند. شاید این کشور از آن عده ای دیگر نیست...و البته باز هم نمی توان به قطعیت پاسخ گفت که همانها که رای دادند، آیا از فعالیت های نمایندگان شان رضایت دارند یا نه ...و البته باز نمی دانم که وقتی این همه مشکل از سر و کله ی این کشور بالا می رود، چرا نمایندگان به فکر مشکل آفرینی بیشتر هستند !
می رسیم به بخش هایی از این طرح که البته نمایندگان موافق می گویند که جوسازی است . سوالی که به وجود می آید آن است که چرا این طرح شفاف و روشن و صریح در عرصه عموم و رسانه ها مطرح نشد که این جوسازی و اختلاف نظر در پی آن به وجود نیاید...
می گویند قصد داریم شرکت های خارجی پیام رسان و اینترنتی را مجبور به حضور در ایران کنیم ! واقعا این کار شدنی نیست ؟ چه سودی از نبودن این شرکت ها نصیب ایشان می شود که از بودن شان نصیب شود ؟ جواب آن است که در دنیای تجارت هیچ نانی رایگان عرضه نمی شود و حتما سودی این پیام رسان ها می برند که به خدمات رسانی مشغول هستند. سوال دیگر آن است که اصلا این شرکت ها قبول کردند که در ایران نمایندگی داشته باشند، با این وضع تحریم ها ارسال و جابجایی پول چطور برای آنها ممکن خواهد بود ؟ مسئله ی دیگر همانا حضور همین شرکت هاست . فیسبوک را مثال می زنیم ، شرکتی آمریکایی که اینستاگرام و واتس آپ از آن اوست. واقعا با این همه فضای تئوری توطئه ای که بر اصحاب سیاست ما غالب است، حضور یک شرکت آمریکایی ، آن هم فیسبوک شدنی است ؟ همین حالا هزاران انگ برای آنها از جانب هزاران تئوری پرداز توطئه وجود دارد . آیا حضور آنها در چنین فضایی ممکن است ؟ امیدواریم که باشد ، ولی با این جوی که بر اذهان بسیاری حاکم است ، این کار گمان نمی کنم شدنی باشد ...
مسئله ی دیگر بخشی دیگر از این قانون است که در صورت عدم پذیرش این شرکت ها به حضور و خدمات رسانی مستقیم، واردات محصولات الکترونیکی که ایشان در آن حضور دارند با 35 درصد تعرفه واردات مواجه خواهد شد !
نمایندگان عزیز ، نمی دانم که شما چقدر ماهانه حقوق می گیرید و احتمالا وضع مالی خوبی دارید که اینطور حکم به گران تر شدن هر چیزی را می دهید! همین حالا گوشی موبایل ارزان است ؟ گوشی موبایلی که ارزان ترین های آن ، حدود یک ماه حقوق یک کارمند است و الزامات زندگی هر فرد . همین گوشی قرار است 35 درصد به قیمت آن افزوده شود. چرا این قدر میل به آزار بیشتر مردم را دارید ؟ شاید یکی از دلخوشی های همین مردم تحت فشار و فقر و نداری ، دقایق و ساعاتی سرگرم شدن با گوشی های موبایل و فراموشی زندگی است،زندگی که وقتی انقلاب شد قرار بود خیلی آسان تر شود ولی هر روز سخت تر شد...
همین الان ویدیوی مناظره یکی از نمایندگان مجلس را که در مورد این طرح صحبت می کرد دیدم، خداراشکر همین فضای مجازی اطلاعات زیادی را در اختیارمان می گذارد که بتوانیم به قضاوت درستی برسیم... این نماینده می فرمود که چند ماه فرصت می دهیم تا آن پیام رسان نمایندگی خودش را در ایران بازگشایی کند. خب...حالا اگر آن پیام رسان چنین نکرد یا به دلایل سیاسی امکان آن نبود ( که می دانیم در هیچ تجارتی ، هیچ شرکتی از گسترش کسب و کارش بدش نمی آید ) که می دانیم فعلا امکان آن وجود ندارد، آن وقت چه ؟ کاش این نمایندگان کمی از روانشناسی رفتارهایشان آگاه بودند...
نمایندگان عزیز، هیچ می دانید که در این اوضاع وخیم اقتصادی، چه حجمی از استرس و اضطراب را روانه ی مردم کردید ؟ اصلا آیا برایتان مهم است ؟ احتمالا آنقدرها انسانهایی نباشید که احساسات مردمان این کشورِ در رنج برایتان مهم نباشد ، ولی شاید آگاه به آن نیستید ...در روانشناسی اصلی داریم که وقوع یک درد را هر چقدر عقب بیندازی، بر تاثیر آن درد افزوده خواهد شد ، یعنی از همین امروز قرین به یک سال و اندی همه باید در اضطراب زندگی کنند...
چرا ایران جایی نیست که بتوان با خیال راحت برای آینده برنامه ریزی کرد ؟ و این از کجا سرچشمه می گیرد؟ همه جواب آن را خوب می دانند.
در این میان چیزی که از همه بیشتر پررنگ می شود آن است ، که به نظر ایران کشوری نیست که بتوان در آن با آرامشی حداقلی زیست و هر ثانیه مسوولان آن فضا را بیشتر به صورتی چرخش می دهند که جوانان آن بفهمند، برای زندگی خوش آتیه ، راهی جز مهاجرت و زندگی در کشوری دیگر نیست ...کشوری که تو در آن یک خارجی هستی، ولی از حقوق اولیه انسانی برخورداری. وضعیت سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی در ثبات به سر می برد. کشوری دیگر که وقتی تو ذهن خلاقی داری و شروع به حرکت می کنی، در و دیوار به حمایت و پشتیبانی از تو بر می خیزند. کشوری که برای آنها مردم فقط بخشی از جمعیت یک کشور نیست ، حتی یک انسان برای آنها یک انسان است و موجودی مهم ...کشوری نیست که نمایندگانش بدون پژوهش و تفکر ساختاری تصمیم بگیرند...کشوری که نمایندگانش می دانند له شدن در اتوبوس و مترو یعنی چه...کشوری که نمایندگانش با جت شخصی برای امری آسمانی با حقوق ملتش پرواز نمی کنند...
در نوشتار فوق تلاش کردم به غر زدن های مضاعفی که شبانه روز در همین فضای مجازی گرفتارش هستیم اضافه نکنم. محتویاتی بود که از دیروز در سرم
می پیچید. تلاش کردم حرف بزنم و نقدهایم را مطرح کنم . و شاید به زبان پیامبر که فرمودند :
«باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و الا خداوند بدان را بر نیکان شما مسلط می کند و هر چه دعا کنند مستجاب نخواهد شد !»
(محمدباقر مجلسی، بحارالانوار،جلد90،ص378)
ایشان را متوجه کنم که دارند چه می کنند و چه بر سر این مردمِ بی گناه روانه می دارند.
والسلام...
تحلیل های ذهن من ...
ما را در سایت تحلیل های ذهن من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 107
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 2:50